معين الدين نطنزى

106

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

ذكر جلوس خضر خواجه اغلان بن تغلق خان بعد از قتل برادرش ، اتابك او ميرك آقا كه ذكر مناقب او در محل خود مشروح خواهم گفت ، خضر خواجه را در كنف خود مصون داشت و نگذاشت كه دست تغلب اعادى در حال او راه يابد . چون الوس مغول از فترات ايمن شد و به جهت استقامت خود هركس به طلب پادشاه مشغول شدند ، ميرك آقا او را بر سرير خانى بنشاند ، اما اختيار حكومت و ضبط و نسق امور همچنان به دست خو [ د ] داشت . و سياست او تا به حدى بود كه اگر مدعى و مدعى عليه را هزار معاملهء خون در ميان بودى از غايت ترس هم از بيرون صلح كرده رفع معامله به درگاه او نكردندى . روزى به سبب عيار اقچه با او عرضه داشتى نوشتند ، او از لج آن جماعت بفرمود تا به عوض طلا و نقره ، سكه بر چرم زدند و تا مدتى آن قاعده بماند . مقنعه پوش بر ديوان مظالم نشستى و تركش بند صفوف معركه كردى . بعد از آنكه شاهزاده عادل اميرزاده عمر شيخ او را به اترار و كاشغر آورد ، فرزندان او خداى داد و فرمان شيخ مصاحب خضر اغلان در ميان كرايان بگريختند . بعد از آنكه سلطان غازى ، امير قمر الدين [ را ] در سنكر يغاج بشكست و ايل و الوس او را تارومار گردانيده مراجعت نمود ، خضر خواجه اغلان فرجه يافت و اختيار الوس مغول به دست فروگرفته ايلچيان به درگاه فرستاد و از طريق اطاعت خود را بر فتراك خدمت سلطان غازى بست . چون از تعرض عساكر منصوره ايمن گرديد دست تطاول بر جمهور الوس بگشاد و متمردان را به طاعت آورد . اما خضر شاه و يوسف شاه كه گرگان آن جلگه و پلنگان آن بيشه بودند ، هميشه مىخواستند كه الوس از بلقاق بنشيند و آنكه تو را و اورس نيز همين سبيل ، چون به ضرب شمشير جهانگشاى حضرت شاهزادهء عادل اميرزاد [ ه ] عمر شيخ آن حدود از تغلب متغلبان صافى شد و آنچه از قتل و اسير مصون ماندند آوارهء اطراف و اكناف عالم گشتند . بعد از آن حسن اعتقاد خضر خواجه در ضمن اين مقدمات بىشايبه روشن شد و به تواتر ايلچيان بين الجانبين متردد گشتند ، تا عاقبت محمد اغلان را نيز به ملازمت درگاه عالم‌پناه فرستاد . مدت سى سال در معاش نيك خود پادشاهى